خرید بک لینک
محرم آمد غبار غم دوباره در هوا شد محرم آمد و وقت عزا شد رسیده کاروان از راه مکّه ولی کوفه دوباره بی وفا شد حسینم وا حسینم وا حسینم حسینم وا حسینم نور عینم حسین ویاوران با وفایش به قربان مرام وآن صفایش اجابت کرده اند آنها پیامی که دادند کوفیان نامه برایش حسینم وا حسینم وا حسینم حسینم وا حسینم نور عینم ولی افسوس کوفه در خطا رفت به سمت ظلم و جور و در جفا رفت در آن وادی شده تنهای تنها حسین با کار

برچسب: آمدشعر,اصغراسلامی,مُشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 10:58

چه کاره یه به خیالُوت گُو کِه یِه ,چه کاره یِه دِروُ دنیا اسیر وُ آواره یِه گَمُونی کِره تا کیگه مُونیه گُ سِرُت خاشو وُ رَجَز خُونیه یات وانَشوُ کِه بُو یه کادِبُویه پِی الواتی و دعوا دِبُویه مُو گُ خُب اِز اورو ات خِبر دارُون اما چاره ای بجز یُون نداروُن تو گُو روباه صفت وُ ریا کاره خُوی مردُم گِمُونُوم دعوا داره نِمَکی زَخمی دِلی مُشکنونه مُطمئنُون عَمروُعاصی زِمونه پُووُت و کا

برچسب: کاره,یهشعرباگویش,مشکنان,همراه,باترجمهسروده,اصغراسلامی,مشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 23:14

دلِ پُر خون درپسِ چهره ی شادم دلِ پُر خون دارم کوله باری ز غمِ عاشق مجنون دارم درفراغت چه کنم نیست مرا امیدی روز وشب از غم دوری دلِ محزون دارم دست تقدیر جدا کرده تو را از بر من داغ دارم به دل و گونه ی گلگون دارم جامه ی تیره به تن کرده ام و گریانم طاقتم طاق شده صبر فریدون دارم تو شفا میدهی اما ز غمت بیمارم انتظار کرم و لطف صدافزون دارم مشکنانی که به تو بوده و هست امیدش چو تو باشی

برچسب: پرخونشعراصغراسلامی,مشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 23:14

روزگار مُشکنان روزگاری مشکنان آباد بود زادگاه مردمی آزاد بود مردمانش در پی کار و تلاش حال و روزش حال و روزی شاد بود مهد آدابی از آئین کهن ریشه در تاریخ و با بنیاد بود هند کوچک بود نامش در قدیم کوچه باغش غرق در شمشاد بود حال و روزش گرچه حالا خوب نیست فارغ از درد و غم و فریاد بود مشکنانی بهر چه اینگونه شد کی چنین اوضاع و حالش حّاّد بود شعر:اصغراسلامی مشکنانی درتلگرام باشمائیم moshkenaniha@ m

برچسب: روزگای,مشکنانشعراصغراسلامی,مشکنانی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 20:15

صفحه بندی